شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

240

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

و چون همه را « 1 » در طاقت و قدرت « 2 » خود محبوس دانستى و با ايشان مسامحه و مواسا 289 نمودى ، همه تو را دوست گرفتند . و نجاة الخلق بك . و چون از تو تسليم حكم قضا دريافتند ، و جمال اين كمال را مشاهده كرده ، پسنديدند ، تخلّق به خلق تو كردند و سبب نجات ايشان گشتى . الدرجة الثانية : تحسين « 3 » خلقك مع الحقّ ؛ درجهء دوم ، « 4 » تحسين خلق است با حق ، و تحسينه منك أن تعلم أنّ كلّ ما يأتي منك يوجب عذرا ، و تحسين خلق از تو « 5 » با حق آن است كه بدانى كه هر عملى كه از تو آيد ، درخور تو آيد ، و شايستهء بارگاه قدم نباشد ، عذرخواهى آن بر خود لازم دارى . و كلّ ما يأتي من الحقّ يوجب شكرا ، و هرآنچه از حق متوجه تو گردد و بر قابليّت تو فايض شود ، « 6 » خود را سزاوار آن ندانى ؛ همه « 7 » عين عنايت و لطف‌شناسى . و اگر در صورت بلا و محنت بود ، مصلحت خود در آن بينى ؛ و التفات حقّ به خود - به هر صفت كه بود - عين نعمت شناسى و اداى شكرگزارى آن كنى . « 8 » و أن لا ترى له من الوفاء بدّا . و چاره نبينى از وفادارى مر حق را . در عهود و مواثيق عبوديت به ساير فرمان‌ها قيام نمائى « 9 » و عذر دوام « 10 » و شكر تمام « 11 » بجاى آرى . الدرجة الثالثة : التخلّق بتصفية « 12 » الخلق ، « 13 »

--> ( 1 ) . ج : - را . ( 2 ) . ع : - و قدرت . ( 3 ) . ج : + ه منك ( روى آن را خط كشيده‌اند ) . ( 4 ) . ج : دويم . ( 5 ) . ع : هو . ( 6 ) . ع : گردد ؛ ج : + و . ( 7 ) . ع : - همه . ( 8 ) . ج : بود . ( 9 ) . ج : نماى . ( 10 ) . ع : تمام . ( 11 ) . ع : دوام . ( 12 ) . ج : به تصفيه . ( 13 ) . ج : الحلق .